خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (2) کلاس یازدهم انسانی

درس 14: مرجعیت و ولایت فقیه

بازدید143/4 K
تاریخ بروزرسانی1401/09/29

تدبّر در قرآن (صفحهٔ 171 کتاب درسی)

 

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

وَ ما کانَ المُؤمِنونَ لِیَنفِروا کآفَّةً فَلَولا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طآئِفَةٌ لِیَتَفَقَّهوا فِی الدّینِ وَ لِیُنذِروا قَومَهُم اِذا رَجَعوا اِلَیهِم لَعَلَّهُم یَحذَرونَ [سورهٔ توبه / 122]
و نمی‌شود که مؤمنان، همگی [برای آموزش دین] اعزام شوند، پس چرا از هر گروهی، جمعی از آنها اعزام نشوند تا دانش دین را [به طور عمیق] بیاموزند و آن گاه که به سوی قوم خویش بازگشتند، آنها را هشدار دهند، باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند.

با توجه به آیۀ بالا به سؤا‌ل‌های زیر پاسخ دهید:
1- به نظر شما، چرا خداوند حتی در زمان پیامبر و با وجود حضور ایشان، عده‌ای را تشویق به فراگیری علم دین می‌کند؟
زیرا در زمان ایشان نیز مردمانی در شهرهای دوردست بودند و به ایشان دسترسی نداشتند و نمی‌توانستند احکام دین را از ایشان بشنوند، بنابراین طبق دستور قرآن کریم لازم بود که گروهی از مردم وقت و همّت خود را صرف شناخت دقیق دین کنند و پس از کسب علم به شهرهای خود بروند و قوانین اسلام را به مردم بیاموزند.

2- آیا آموختن عمیق دین و بیان تعالیم آن، اختصاص به زمان پیامبر دارد؟ چرا؟
خیر زیرا تعلیم و تبیین تعالیم دین پس از ایشان نیز توسط ائمه تداوم می‌یابد و در زمان غیبت نیز بر عهده‌ی فقیهان است و مسلمانان در احکام و مسائل فردی و اجتماعی باید به ایشان مراجعه کنند.

ضرورت تداوم مسئولیت‌های امام در عصر غیبت

از آنجا که دین اسلام همیشگی و برای همهٔ دوران‌هاست، عقلاً ضروری است که این دو مسئولیت یعنی «مرجعیت دینی» و «ولایت ظاهری» در عصر غیبت ادامه یابد؛ زیرا:

1- اگر «مرجعیت دینی»‌ ادامه نیابد، یعنی متخصصی نباشد که احکام دین را بداند و برای مردم بیان کند و پاسخگوی مسائل جدید مطابق با احکام دین نباشد، مردم با وظایف خود آشنا نمی‌شوند و نمی‌توانند به آن وظایف عمل کنند.

2- اگر «ولایت ظاهری»‌ ادامه نیابد و حکومت اسلامی تشکیل نشود، نمی‌توان احکام اجتماعی اسلام را که نیازمند مدیریت و پشتوانهٔ حکومتی است، در جامعه به اجرا درآورد.

حال سؤال این است که در دورهٔ غیبت، مسئولیت‌های مربوط به امامت، چگونه ادامه می‌یابد و مسلمانان از چه راهی به احکام و قوانین دین، دسترسی پیدا می‌کنند و این قوانین چگونه در جامعه پیاده می‌شود؟

راهکار پیامبر و امامان برای عصر غیبت

در همان زمان ائمه (ع)، مردمانی در شهرهای دوردست بودند که به امامان دسترسی نداشتند و نمی‌توانستند احکام دین را از ایشان بشنوند و از فرما‌ن‌های آنان مطلع شوند. از این‌رو، آن بزرگواران دانشمندانی را تربیت می‌کردند که در حدّ توان به معارف و احکام دین دست یابند. این دانشمندان به نقاط مختلف شهر خود و یا شهرهای دیگر می‌رفتند و احکام اسلام را به مردم می‌آموختند. اگر مردم نیز پرسشی داشتند، آنان براساس دانشی که از قرآن کریم و روایات داشتند، به آن پرسش پاسخ می‌دادند.

بیشتر بدانیم

1- یکی از یاران امام رضا (ع) به نام علی بن مسیب عمدانی به امام عرض کرد: برای من مشکل است که در هر زمانی نزد شما بیایم و معارف دینی را از شما بگیرم.

امام به ایشان فرمود: «می‌توانی از زکریا بن آدم قمی که از نظر دین و دنیا امین است، بپرسی».

2- ابوحماد‌ رازی می‌گوید: در سامرا به نزد امام هادی (ع) رفتم و از بعضی مسائل حلال و حرام پرسیدم. چون قصد بازگشت داشتم حضرت فرمود: «چنانچه در امور دینی در [تشخیص] حلال حرام، مسئله‌ای بر تو دشوار شد، از عبدالعظیم حسنی سؤال کن و سلام مرا به او برسان».

این روش، برگرفته از قرآن کریم است. خداوند در قرآن کریم دستور می‌دهد گروهی از مردم، وقت و همّت خود را صرف شناخت دقیق دین کنند و به «تفقّه» در آن بپردازند تا پس از کسب علم به شهرهای خود بروند و قوانین اسلام را به مردم بیاموزند. تفقّه، به معنای تلاش برای کسب معرفت عمیق است. افرادی که به معرفت عمیق در دین می‌رسند و می‌توانند قوانین و احکام اسلام را از قرآن و روایات به دست آورند، «فقیه» نامیده می‌شوند. مسلمانان وظیفه دارند در زمان غیبت امامان یا عدم امکان دسترسی به ایشان، به این فقیهان مراجعه کنند. به احادیثی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) در این زمینه توجه کنید:

1- پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:

«حال کسی که از امام خود دور افتاده و به او دسترسی ندارد، سخت‌تر از حال یتیم یاست که پدر را از دست داده است؛ زیرا چنین شخصی، در مسائل زندگی، حکم و نظر امام را نمی‌داند. البته اگر یکی از پیروان ما که به علوم و دانش ما آشناست، وجود داشته باشد، باید دیگران را که به احکام ما آشنا نیستند، راهنمایی کند و دستورات دین را به آنها آموزش دهد. در این صورت، او در بهشت با ما خواهد بود».

2- امام صادق (ع) می‌فرماید:

فَأمّا مَن کانَ مِن الفُقَهاءِ صائِنًا لِنَفسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالِفًا لِهَواهُ مُطِیعًا لِأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن یُقَلِّدُوهُ
هر کس از فقیهان که نگهدارنده نفس خود، نگهبان دین خود، مخالفت کننده با هوی و هوس خود، فرمان‌بردار مولایش باشد پس، بر مردم است که از او پیروی کنند.

3- امام عصر (ع) در پاسخ یکی از یاران خود به نام اسحاق بن یعقوب که دربارهٔ «رویدادهای جدید» عصر غیبت سؤال کرد و راه چاره را پرسید، فرمود:

وَ اَمَّا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارجِعوا فیها الیٰ رُواةِ حَدیثِنا فَِانَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ اَنَا حُجَّةُ اللّٰهِ عَلَیهِم
و در مورد رویدادهای زمان به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها می‌باشم.

تفکر در حدیث (صفحهٔ 173 کتاب درسی)

 
با تفکر در احادیث فوق، مشخص کنید که هر پیام با کدام حدیث ارتباط دارد. شمارۀ حدیث
1- فقیه کسی است که با مطالعهٔ دقیق منابع اسلامی به مرحله‌ای از تخصص در دین رسیده است و می‌تواند احکام اسلام را به‌دست آورد و برای مردم بیان کند. 1
2- فقیه باید بتواند احکام مسائل و رویدادهای جدید را نیز که در زمان پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) اتفاق نیفتاده است به دست آورد. 2
3- مردمی که می‌خواهند براساس قوانین اسلام زندگی کنند، اما به پیامبر و امام دسترسی ندارند، باید به فقیهی که شرایط ویژه‌ای دارد، مراجعه نمایند. 3

این روایات بیانگر آن است که مسلمانان در غیبت امام، نه تنها در احکام و مسائل فردی، بلکه در مسائل اجتماعی هم، باید به «فقیه» مراجعه کنند. روشن است که انجام چنین وظیفه‌ای، جز با نفی حاکمان طاغوت و تشکیل «حکومت اسلامی» به رهبری فقیه میسر نیست.

بنابراین:

در دورهٔ غیبت، بنا به فرمان امام زمان (ع) و به نیابت از ایشان، «فقیهان» واجد شرایط، دو مسئولیتِ «مرجعیت دینی»‌ و «ولایت ظاهری»‌ را برعهده دارند و درحد توان، جامعه اسلامی را در مسیر اهداف الهی هدایت و رهبری می‌کنند.

در این میان، گروهی از فقیهان، احکام و قوانین دین را در اختیار مردم قرار می‌دهند. کسانی که در احکام دین متخصص دین نیستند، به این متخصصان مراجعه می‌کنند و احکام دین را از آنان می‌آموزند. این مراجعه را پیروی یا «تقلید» می‌گویند. البته این مراجعه، یک روش رایج عقلی است؛ یعنی انسان در امری که تخصص و مهارت ندارد، به متخصص آن مراجعه می‌کند. پس، تقلید در احکام، به معنای رجوع به متخصص دین است. چنین فقیهی را نیز مرجع تقلید می‌نامند.

همچنین از میان فقیهان کسی که توانایی سرپرستی و ولایت جامعه را دارد، عهد‌ه‌دار حکومت می‌شود و قوانین الهی را در جامعه به اجرا درمی‌آورد. فقیهی که این مسئولیت را برعهده می‌گیرد، ولیّ فقیه می‌گویند.

بدین ترتیب در عصر غیبت:
1- «مرجعیت دینی»‌ در شکل «مرجعیت فقیه»‌ ادامه می‌یابد.
2- «ولایت ظاهری»‌ به صورت «ولایت فقیه»‌ استمرار پیدا می‌کند.

شرایط مرجع تقلید

مرجع تقلید باید شرایط زیر را داشته باشد:

1- باتقوا باشد. 2- عادل باشد. 3- زما‌ن‌شناس باشد و بتواند احکام دین را متناسب با نیازهای روز، به دست آورد. 4- اعلم باشد؛ یعنی از میان فقها از همه عالم‌تر باشد.

راه‌های شناخت مرجع تقلید

شناخت متخصص در احکام دین، مانند شناخت هر متخصص دیگر است. ما هما‌ن‌طور که برای یافتن بهترین پزشک، معمار یا مهندس، تحقیق و جست‌وجو می‌کنیم، برای شناخت فقیه واجد شرایط نیز باید تحقیق نماییم و یکی از راه‌های زیر را پیش گیریم.

1- از دو نفر عادل و مورد اعتماد که بتواند فقیه واجد شرایط را تشخیص دهد، بپرسیم.
2- یکی از فقیهان، در میان اهل علم آ‌ن‌چنان مشهور باشد که انسان مطمئن شود و بداند که این فقیه، واجد شرایط است.

فعالیت کلاسی (صفحهٔ 175 کتاب درسی)

 

شما با چه روشی مرجع تقلید خود را انتخاب کرد‌ه‌اید؟
با دو نفر عادل و مورد اعتماد که توانستند فقیه واجد شرایط را تشخیص دهند، مشورت کرده‌ام.

اگر کسی که به سنّ تکلیف رسیده است، مرجع تقلید خود را انتخاب نکند، اعمال وی چگونه خواهد بود؟
بر هر شیعه مکلفی که خودش مجتهد نیست و راه عمل به احتیاط را نمی‌داند، واجب است از یک مجتهد جامع‌الشرایط و در صورت امکان «اعلم» تقلید نماید. حتی اگر احتمال «اعلم» بودن مرجعی را بدهد، باز هم واجب است از او تقلید کند، در غیر اینصورت اعمال مکلف صحیح نیست.

شرایط ولیّ فقیه

فقیهی که رهبری جامعهٔ اسلامی را بر عهده می‌گیرد باید شرایط زیر را داشته باشد:

1- باتقوا باشد. 2- عادل باشد. 3- زمان‌شناس باشد و بتواند احکام دین را متناسب با نیازهای روز به دست آورد. 4- مدیر و مدبر باشد و بتواند جامعه را در شرایط پیچیده جهانی رهبری کند. 5- شجاعت و قدرت روحی داشته باشد و بدون ترس و واهمه، در برابر زیاده خواهی دشمنان بایستد. در اجرای احکام دین از کسی نترسد و با قدرت، در مقابل تهدیدها بایستد و پایداری کند.

حکومت و رهبری فقیهی که شرایط فوق را دارد، مشروع است؛ یعنی دین به او اجازهٔ رهبری مردم را داده است. در غیر این صورت، پیروی از دستورات وی حرام است.

علاوه بر این، ولیّ فقیه باید از جانب مردم پذیرفته شده باشد تا بتواند کشور را اداره کند و به پیش ببرد. یعنی، فقیه باید نزد مردم جامعهٔ خود، «مقبولیت» داشته باشد.

پس تشکیل نظام و حکومت اسلامی، بر دو پایهٔ «مشروعیت» و «مقبولیت» استوار است.

چگونگی انتخاب ولیّ فقیه

از آنجا که ولی فقیه، بیان کنندهٔ قوانین و مقرّرات اجتماعی اسلام است، انتخاب وی نمی‌تواند مانند انتخاب مرجع تقلید باشد؛ یعنی نمی‌شود که هرکس به طور جداگانه برای خود ولیّ فقیه انتخاب کند؛ زیرا ادارهٔ جامعه تنها با یک مجموعه قوانین و یک رهبری امکا‌ن‌پذیر است؛ در غیر این صورت، هرج و مرج و تفرقه و پراکندگی پیش می‌آید و این، یک امر روشن و بدیهی در تمام نظام‌های سیاسی دنیاست. پس، مردم در انتخاب ولیّ فقیه باید به صورت دسته‌جمعی اقدام کنند و فقیهی را که شرایط رهبری دارد، با آگاهی و شناخت بپذیرند، به وی اعتماد و اطمینان کنند و رهبری جامعه را به وی بسپارند.

مردم کشور ما در زمان انقلاب اسلامی به شیوه‌ای مستقیم و با حضور در اجتماعات و را هپیمایی‌های سراسری، ولایت امام خمینی را پذیرفتند و با ایشان پیمان یاری بستند.

اکنون نیز بنابر قانون اساسی، مردم ابتدا نمایندگان خبرهٔ خود را انتخاب می‌کنند و آن خبرگان نیز از میان فقها آن کسی را که برای رهبری شایسته‌تر تشخیص دهند، به جامعه اعلام می‌کنند. بر این مبنا بود که پس از رحلت امام خمینی حضرت آیت اللّه خامنه‌ای مسئولیت رهبری جامعه را برعهده گرفتند.

طبیعی است که چنین فقیهی تا وقتی رهبر جامعه است که شرایط ذکر شده را داشته باشد. تشخیص این امر نیز بر عهدهٔ مجلس خبرگان است.

اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 176 کتاب درسی)

 

1- مقصود از «تقلید» در احکام دینی چیست؟
مراجعه غیر متخصص و غیر کارشناس به فرد متخصص و کارشناس در احکام دین

2- تقلید برای چه کسانی لازم است و شامل چه زمینه‌هایی می‌شود؟
به طور کلی تقلید هر انسانی در چیزی که تخصص و مهارت ندارد، به کسی که در آن متخصص و ماهر است، مراجعه می‌کند. در اینجا مقصود احکام دینی است، در این صورت اگر شخص فقیه نباشد و به سن بلوغ رسیده باشد لازم است که در فروع دین و احکام و دستورات عملی اسلام تقلید نماید. تلقید شامل اصول اعتقادی (توحید، معاد، نبوت، امامت و عدل) نمی‌شود و در این موارد هر کس باید با دلیلی که در حد خود دارد به یقین برسد.

3- چرا مرجع تقلید باید «عادل» و «زمان‌شناس» باشد؟
مرجع تقلید باید عادل باشد، یعنی در مرتبه‌ای از تقوا قرار بگیرد که در پی انجام دادن واجبات و دوری از گناهان است و گناهان کبیره را انجام نمی‌دهد و گناه صغیره را تکرار نمی‌کند. این امر سبب می‌شود که احتمال حکم دادن از روی هوس کاهش یابد. همچنین مرجع تقلید باید زمان‌شناس باشد؛ یعنی، با نیازهای زمان و مسائل جدیدی که در زمان او مطرح می‌شوند، آشنا باشد تا بتواند احکام دین را متناسب با نیازهای زمان استنباط کرده و برای مردم بیان کند.

4- انتخاب ولی‌فقیه در کشور ما چگونه انجام می‌گیرد و مردم از چه طریقی در انتخاب ایشان دخالت دارند؟
مردم ابتدا نمایندگان خبره‌ی خود را انتخاب می‌کنند و آن خبرگان نیز از میان فقها آن کس را که شایسته‌تر برای رهبری تشخیص دهند، به جامعه اعلام می‌کنند.

پیشنهاد (صفحهٔ 176 کتاب درسی)

 

اصل 107 قانون اساسی را که مربوط به انتخاب رهبر است، مطالعه کنید و چگونگی انتخاب ولی‌فقیه را توضیح دهید.

درس 14: مرجعیت و ولایت فقیه